الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

123

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

است ولى وجوب مقدمه غيرى . . . خلاصه اينكه مثل وجوب مقدمه مثل وجود مقدمه است . همان گونه كه هدف از ايجاد مقدمه از سوى عبد در خارج فقط و فقط رسيدن به ذى المقدمه است همچنين ايجاب آن از سوى مولى هم تنها به منظور توصل و چاره‌جوئى به ذى المقدمه است همانند يك آلت و ابزارى كه مستقلا مطلوبيت ندارد مثل آئينه كه هدف از آن ديدن صورت است و نظر به خود آئينه مستقلا مطلوب نيست و نظير ساعت كه غرض از نگاه به آن شناختن وقت است و امثال اين‌ها و سر اينكه مولى مقدمه را بر ما واجب مىكند با اينكه استقلالا مطلوبيت ندارد آن است كه اگر مولى عبد خود را به ذىالمقدمه‌اى امر كرد چون او مطلوبيت دارد و اين ذى المقدمه هم متوقف بر يك سلسله مقدماتى بود به ناچار بايد مكلف را به خود مقدمات هم امر كند به منظور اينكه غرض مولى در خارج تحقق يابد و آن انجام ذى المقدمه است . . . نتيجه نهائى : همان گونه كه بعث و امر به ذى المقدمه بعث حقيقى است هكذا بعث به مقدمه و ايجاب آن هم يك بعث و وجوب حقيقى است نه اينكه بعث حقيقى تنها به جانب ذى المقدمه باشد و اسناد بعث بسوى مقدمه مجازى و ثانيا و بالعرض باشد . پس معناى اولى از تبعيت مراد نيست . همچنين بعث به جانب مقدمه يك بعث استقلالى نيست كه تنها تأخر در وجود داشته باشد بلكه هدف از آن انجام ذى المقدمه است ، پس معناى ثانى از تبعيت هم مراد نيست و همچنين بعث به جانب مقدمه معلول بعث بجانب ذى المقدمه هم نيست پس معناى ثالث هم مقصود نيست . « فتعين المعنى الرابع من التبعية و هو الحق و الحق احق ان يتبع » . [ و حقيقت پيش ارسطو محبوب‌تر است از ارجمندش افلاطون و حق به نزد ملا صدرا والاتر از ابن سينا است ] . 3 - خصائص الوجوب الغيرى امر سوم از امور تسعه در رابطهء با ويژگىها و مشخصات واجب غيرى است مصنف مىفرمايد : واجب غيرى داراى چهار ويژگى مىباشد كه به ترتيب عبارتند از : 1 - همان گونه كه امر به واجب غيرى و بعث به جانب آن يك امر مستقلى نيست بلكه امر تبعى است و به تبع امر به ذى المقدمه و براى توصل به آن ما را امر به مقدمات